X
تبلیغات
رایتل
روایت عشق

سروده ها و دل نوشته های مهرداد زینلیان

تبریک سال نو
نظرات (8)

 

 

 

 

سال نو مبارک 

 

"...بهاران از کجاست که روح روییدن و سبز شدن ناگاه ، در تن خاک مرده پیدا می شود؟ و از کجاست که روح شکفتن ، ناگاه از تن چوب خشک ، چندین برگهای سبز و شکوفه های سفید و آبی و زرد و سرخ برمی آورد؟ بهاران رازدار رستاخیز پس از مرگ است و ...و با بهاران روزی نو می رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو...آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ و یحیی الارض بعد موتها."    
شهید سید مرتضی آوینی


نویسنده : مهرداد زینلیان
تاریخ : سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1387
راز امامزاده
نظرات (1)

 

راز امامزاده

 

در حالیکه بارمان را بسته و آماده عزیمت برای ملحق شدن به کاروان زیارتی کربلا شده بودیم ، تلفن زنگ زد و خبر از به تعویق افتادن دو روزه زمان حرکت کرد. حسابی حالمان گرفته شد! و البته نگرانی و تشویش از اینکه نکند برنامه زیارتمان به کلی لغو شود ، خیلی بیشتر از قبل درگیرمان کرده است ، اما چه می توان کرد؟! مگر نه اینست که بنده سراپا گناه و آلودگی را به درگاه قدسی حضرت ارباب راهی نیست؟!!...  و اگر اذن ورودمان دهند تنها از سر لطف و کرم بی حدّ خودشان است که سجیّه و عادت این خاندان ، اکرام و احسان به بندگان و موالیانشان است.

این جملات را که می نوشتم یادم افتاد به داستان "راز امامزاده" .... همان داستان کوتاهی که حدود شش سال قبل آن را نوشتم و شرح حال پیرمرد نورانی و باصفایی بود بنام "سید هاشم" که عاشق امام حسین (ع) بود و متولی امامزاده ای... برای پی بردن به راز خوابی که دیده بود ، برف و بوران سخت زمستان را طی کرد تا خود را به امامزاده برساند و .... متن کامل این داستان را از لینک زیر بخوانید.  

http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=%204652&id=35401

 

دعا کنید از کاروان کربلا جا نمانیم!!


نویسنده : مهرداد زینلیان
تاریخ : سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1387
تا کربلای حسین (ع)
نظرات (3)

 

تا کربلای حسین (ع) ....

بالاخره به روز موعود رسیدم. روزی که سال ها انتظار آن را می کشیدم. انتظار زیارت مرقد نورانی مولایم حسین (ع) و جدّ غریب و مظلومش ، امیرالمؤمنین (ع) !!... و چه طولانی شد این انتظار و اکنون ناباورانه گذشت دقیقه ها و ثانیه ها را تا رسیدن لحظه موعود به نظاره نشسته ام. نمی دانم آقا مرا به حضور می پذیرند یا نه؟!! و اصلاً اینکه می توانم خود را به کربلا برسانم یانه ...؟!!  دلهره عجیبی دارد این ساعات ، خصوص آنکه در این سفر ، خانواده را نیز به همراه دارم ، همسر و دو فرزند دلبندم را که با عشق به مولایم رشد یافته اند و اکنون برای رسیدن به ضریح شش گوشه اش لحظه شماری می کنند.  چه دشوار است بیان احساس یک منتظر در لحظاتی که بوی وصال به مشام می رسد.  شاید این دو بیت گوشه ای از این احساس را به تصویر کشد که:

می شود مولا مرا مست گل یاست کنی؟!                          

       یا به تیغ عاشقی قربان عبّاست کنی؟!

              می شود در کربلای با صفایت یا حسین!                                

  ساغر جان را پر از صهبای احساست کنی.....؟!

از همه دوستان و آشنایان ، طلب حلالیت دارم و اگر قابل بدانند و قبولمان کنند ، نایب الزیاره همه هستیم. ان شاء الله

اللّهم ارزقنا شفاعة الحسین یوم الورود و ثبّت قدم صدقٍ عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الّذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السّلام.....

التماس دعا


نویسنده : مهرداد زینلیان
تاریخ : سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1387
ادعاهای دروغین یهود!!
نظرات (2)

 

ادعاهای دروغین یهود!!

بحث قرآنی این هفته ، پیرامون آیات 94 تا 96 سوره مبارکه بقره است. این آیات هم که در ادامه آیات مربوط به ناسپاسی های بنی اسرائیل و کفر و عناد آنها در برابر دعوت اسلام و پیامبر اکرم (ص) در سال های آغازین هجرت پیامبر به مدینه نازل گردیده است ، جلوه دیگری از مراتب ظلم و خوی طغیانگری و تعصب نژادی قوم یهود و دنیاپرستی و هواخواهی آنها را بیان می کند.

راستی عجب قوم عجیب و غریبی بودند این بنی اسرائیل!!! شاید علت اصلی بعثت بسیاری از انبیاء الهی در میان این قوم ، همین روحیه سرسختی و عناد آنها در برابر حق بوده است ، چیزی که آنها خود آن را دلیل برتری نژادی قوم یهود بر سایر مردم می دانند و چه ادعاهای پوچ و به تعبیر قرآن کریم واهی و آمال دور و درازی ( ...تلک امانیّهم... بقره-111) داشتند این قوم سرکش:

- ... لن تمسّنا النّار الّا ایّاماً معدودة...         بقره- 91

- ... لن یدخل الجنّة الّا من کان هوداً...      بقره-111

- ... نحن ابناء الله و احبّائه...                    مائده-18  و ...

قرآن کریم در آیات 94 تا 96 سوره بقره ، ضمن بیان برخی از این ادعاهای واهی به طرح نوعی مباهله و تحدّی در برابر قوم یهود می پردازد:

اگر در ادعای خود صادقید و بهشت را در انحصار خود می دانید ، پس طلب مرگ کنید [ تا بهشت مورد ادعای خود را زودتر دریابید] و البته آنها هرگز چنین درخواستی از خدا نمی کردند چرا که خود بهتر از کرده معصیت بار خویش آگاه بوده و حاضر به لقای مرگ نبودند...!

در جلد اول تفسیر جامع البیان از قول رسول گرامی اسلام (ص) در ذیل این آیه چنین نقل شده که:

اگر یهود تمنّای مردن می کرد ، می مرد و جایگاه خود را در آتش می دید.

و این در حالیست که در روایات اسلامی ، مؤمن واقعی به دلیل اطمینانی که به جایگاه امن و راحت خویش پس از مرگ و نیل به فیض عظمای لقاء حضرت حق دارد ، هیچ لذتی را بالاتر از لذت مردن و مفارقت روح برای ورود به سرای آخرت نمی داند:

لا مریح کالموت     میزان الحکمة ، ج 1 ، ص 239

علی (ع):     لا أبالی اسقطتُ علی الموت أو سقط الموت علیّ          تفسیر ابو السعود ، ج 1

در این آیات مهمترین دلیل کفر و تعصبات نژادی قوم یهود ، حرص و محبّت بیش از حدّ آنها به دنیا ذکر گردیده ، عاملی که حتی آنها را از مشرکین نیز پست تر کرده است (... ومن الّذین أشرکوا...). چرا که رأس و علت العلل همه شرور ، حبّ دنیا و مافیهاست:

حبّ الدنیا رأس کلّ خطیئة         بحارالانوار ، ج 51 

 

یادمان باشد که حکمت ها و داستان های ذکر شده در آیات نورانی قرآن کریم ، تنها برای خواندن و سرگرم شدن نیست ، بلکه روی اصلی خطاب قرآن به مسلمانان و پیروان مکتب حیاتبخش اسلام است تا آنها که اهل هدایتند به اندرز آن هدایت پذیرند .  شاید نکته مهمی که می توان از آیات مذکور و ماجرای ادعاهای واهی یهود و مباهله قرآن کریم با آنان به دست آورد آن باشد که تنها ادعای مسلمانی و یا دوستی و محبت اهل بیت کافی نیست. بهشت را به بها می دهند و تا کسی اهل ایمان و عمل خالصانه نباشد ، اینگونه ادعا ها و آرزوهای واهی تابع آن از قبیل شفاعت اهل بیت (ع) و راهیابی به بهشت عدن الهی راه به جایی نمی برد و مدعیان آن را از آن طرفی نخواهد بود. آنچه از ما خواسته اند محبت با تمام لوازم آنست که مهمترین آن اطاعت و حرکت در طریق مورد رضای محبوب واقعی است ، و چه زیبا فرموده است رئیس مذهب شیعه ، امام جعفر صادق (ع) که : 

تعصی الاله و انت تظهر حبّه                    هذا لعمری فی الفعال بدیعٌ 

لو کان حبّک صادقاً لأطعته                     ان المحبّ لمن یُحبّ مطیعٌ

 

"اللهمّ اجعل عواقب أمورنا خیراً"


نویسنده : مهرداد زینلیان
تاریخ : دوشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1387
میلاد نور تقدیم به محضر مقدس حضرت خاتم المرسلین (ص)
نظرات (4)

  

 

آن شب زمین ، زیباتر از عرش برین بود                         

             خورشید ، مهمان شب تار زمین بود

هُرم عطش از جان عاشق رخت می بست                  

            باران رحمت ، تشنه کامان را قرین بود

بنتِ وهَب بر فرشی از بال ملائک                             

            با بهترین زن های عالم همنشین بود

مست از می ناب وصال حضرت دوست                       

              یا جرعه نوش باده حبل المتین بود

بانگ تبارک از پی لولاک می رفت                   

             وِرد مَلَََک  تکبیر و شور و آفرین بود

از مکه می جوشید نور عشق و ایمان                      

               آن شب طلوع رحمتٌ للعالمین بود

خیل رسولان الهی جمله در صف                

                 میلاد مسعود رسول آخرین بود

 


نویسنده : مهرداد زینلیان
تاریخ : شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1387


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.



تعداد بازدید ها: 94881