عطر ناب سیب....
تا کی دل از فراق تو خون باشدم نصیب؟!
یک جرعه ده ز باده وصلت مرا حبیب!
اکنون که فصل رویش گل های تازه است
جان را طراوتی بده از عطر ناب سیب
اللهمّ أنظر إلینا نظرةً رحیمة....
طلوع رحمت
آن شب زمین ، زیباتر از عرش برین بود
خورشید ، مهمان شب تار زمین بود
هُرم عطش از جان عاشق رخت می بست
باران رحمت ، تشنه کامان را قرین بود
بنتِ وهَب بر فرشی از بال ملائک
با بهترین زن های عالم همنشین بود
مست از می ناب وصال حضرت دوست
یا جرعه نوش باده حبل المتین بود
بانگ تبارک از پی لولاک می رفت
وِرد مَلَََک تکبیر و شور و آفرین بود
از مکه نور عشق و ایمان می تراوید
آن شب طلوع رحمتٌ للعالمین بود
خیل رسولان الهی جمله در صف
میلاد مسعود رسول آخرین بود
اسفند 1387
برای مولا......
مولای مهربان من!
این روزها بسیار شنیدیم و گفتند و گفتیم از فتنه، که غبار آلود می کند فضای جامعه را و از بصیرت که می نشاند غبار فتنه را و راه روشن را فرا رویمان قرار می دهد.
امّا مولاجان!
همه ترس ما از فتنه برای آن است که نکند قوه تشخیصمان را بگیرد و ما را که عمریست چشم انتظار توایم نه در کنار تو که در مقابل تو قرار دهد ، آن روز که صوت دلکش انا المهدی ات ، زمین و زمان را فرا می گیرد.
و همه هنر بصیرت آن است که ما را به قافله یاران تو پیوند دهد ، چرا که پیش از این نیز بسیار کسان را از اصحاب و مؤمنان خاص صدر اسلام گرفته تا اندیشمندان مبارز زمان خودمان ، همین بی بصیرتی به زیر کشانده است.
مولای غایب از نظر !
دستمان را بگیر ..... دعایمان کن ..... دعایمان کن تا در این وانفسای هجوم فتن آخرالزمان ، وظیفه خود بشناسیم و به نور بصیرت و ایمان ، توفیق رسیدن به قافله یاران تو را از کف ندهیم.
هر چند دلم تیره ز زنگار گناه است
سهمم ز غم هجر تو ای گمشده آه است
بازآی تو ای مِهر نهان گشته که اکنون
هنگام طلوع تو در این شام سیاه است
الّلهمّ أرنی الطّلعة الّرشیدة و الغرّة الحمیدة .....
مِهر تو ....
مهر تو برد دل از گدا و از شاه
حُسنت زده طعنه ها به مِهر و بر ماه
کی می رسد از کنار آن کعبه نور
بر گوش ، نوای دلنشینت ، ناگاه؟!
سالروز آغاز امامت و ولایت مولانا اباصالح المهدی ارواحنا لتراب مقدمه الفداء بر منتظران واقعی حضرتش خجسته و مبارک باد.
الّلهمّ عجّل لولیّک الفرج .....
شبی نورانی
امشب ، سالگشت لیلة المبیت است. شبی نورانی که امیر مؤمنان علی (ع) ، به امر پیامبر (ص) و خواست و اراده خداوند ، برای نجات پیامبر رحمت از توطئه مشرکان ، جان گرامی خویش را در معرض تیغ های آخته دشمنان اسلام قرار داد و زمینه ساز هجرت تاریخی پیامبر اسلام (ص) گردید. اگر حتی از میان هزاران فضیلت مولا علی (ع) ، همین یک فضیلت برای ایشان به ثبت رسیده باشد کافی است تا برتری بی قید و شرط ایشان را بر غاصبین خلافت به نمایش بگذارد.
ماموران قریش، در حالى که دستهایشان بر قبضه شمشیر بود، منتظر لحظهاى بودند که همگى به خانه وحى یورش آورند وخون پیامبر را که در بسترش آرمیده استبریزند. آنان از شکاف در به خوابگاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم مىنگریستند واز فرط فرح در پوست نمىگنجیدند وتصور مىکردند که به زودى به آخرین آرزوى خود خواهند رسید. ولى على -علیه السلام، با قلبى مطمئن وخاطرى آرام، در خوابگاه پیامبر دراز کشیده بود، زیرا مىدانست که خداوند پیامبر عزیز خود رانجات داده است.
دشمنان، نخست تصمیم گرفته بودند که نیمه شب به خانه پیامبر هجوم آورند، ولى به عللى از این تصمیم منصرف شدند وسرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند وماموریتخود را انجام دهند. پردههاى تیره شب به کنار رفت وصبح صادق سینه افق را شکافت. ماموران با شمشیرهاى برهنه به طور دسته جمعى به خانه پیامبر هجوم آوردند واز اینکه در آستانه تحقق بزرگترین آرزوى خود بودند از شادى در پوستخود نمىگنجیدند، اما وقتى وارد خوابگاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم شدند حضرت على -علیه السلام را به جاى پیامبر(ص) یافتند.خشم وتعجب سراپاى وجود آنان را فرا گرفت.
رو به حضرت على کردند وپرسیدند محمد کجاست؟! فرمود: مگر او را به من سپرده بودید که از من مىخواهید؟ در این موقع، از فرط عصبانیتبه سوى حضرت على -علیه السلام حمله بردند واو را به سوى مسجد الحرام کشیدند، ولى پس از بازداشت مختصرى ناگزیر آزادش ساختند ودر حالى که خشم گلوى آنان را مىفشرد تصمیم گرفتند که از پاى ننشینند تا جایگاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم را کشف کنند.[1]
قرآن مجید براى اینکه این فداکارى بى نظیر در تمام قرون واعصار جاودان بماند، در طى آیهاى جانبازى حضرت على -علیه السلام را مىستاید واو را از کسانى مىداند که جان به کف در راه کسب رضاى خدا مىشتابند:
ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد . (بقره:207)
بسیارى از مفسران شان نزول آیهاخیر را حادثه «لیلة المبیت» مىدانندوبر آنند که آیه به همین مناسبت در باره حضرت على(ع) نازل شده است. [2]
دانشمندان سنى وشیعه نقل کردهاند که خداوند در آن شب به دو فرشته بزرگ خود، جبرئیل ومیکائیل، خطاب کرد که: اگر من براى یکى از شما مرگ وبراى دیگرى حیات مقرر کنم کدام یک از شما حاضر است مرگ را بپذیرد وزندگى را به دیگرى واگذار کند؟ در این لحظه هیچ کدام نتوانست مرگ را بپذیرد ودر راه دیگرى فداکارى کند.سپس خدا به آن دو فرشته خطاب کرد که: به زمین فرود آیید وببینید که على چگونه مرگ را خریده، خود را فداى پیامبر کرده است; پس جان على را از شر دشمن حفظ کنید.[3]
مرحوم سید بن طاووس در باره فداکارى حضرت على -علیه السلام تحلیل جالبى دارد وآن را به فداکارى اسماعیل وتسلیم او در برابر پدر قیاس کرده، برترى ایثار حضرت على -علیه السلام را اثبات کرده است.[4]
این در حالی است که همزمان رسول گرامی اسلام ، حضرت محمد مصطفی (ص) با همراه مشهور خویش که بعداً اولین غاصب خلافت در اسلام گردید ، هجرت تاریخی خویش را از مکه به مدینه آغاز نمود و برای در امان ماندن از فتنه مشرکین ، بامر و اراده خداوند در غار ثور پناه گرفت.
ترس و اضطراب ، همراه ناخلف ایشان را فرا گرفته بود ، بنحوی که حتی آرامش و سکینه الهی نیز تنها آرامش بخش قلب مقدس پیامبر (ص) بود و نتوانست از اضطراب ابوبکر بکاهد. به آیه 40 سوره توبه که بنا به نقل شیعه و سنی در همین رابطه نازل شده است توجه نمایید:
إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُواْ ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُواْ السُّفْلَى وَکَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
ضمایرمتصل به سکینه و تأیید الهی همگی مفرد بوده و به وجود مقدس رسول خدا (ص) بر می گردد و این در حالی است که اهل سنّت ، تنها عبارت "انّ الله معنا" را دلیل فضیلت ابوبکر در این آیه می دانند. این در حالی است که خداوند همراه همه بندگان مؤمن خویش است ، مادامی که از مدار ایمان خارج نشده باشند و قطعاً این عبارت فضیلت خاصی را برای کسی ثابت نمی کند!
برای مطالعه بیشتر در این زمینه از اینجا بخوانید.
اللهمّ اجعل عاقبة أمرنا خیراً ....
[1] - تاریخ طبرى، ج2، ص97.
[2] - مدارک نزول آیه را در باره على -علیه السلام سید بحرینى در تفسیر برهان (ج1، ص206 -207) ومرحوم بلاغى در تفسیر آلاء الرحمان (ج1، ص 184- 185) نقل کردهاند. شارح معروف نهج البلاغه، ابن ابى الحدید،مى گوید:مفسران نزول آیه را در حقعلى نقل کردهاند.(ر.ک. ج13، ص 262).
[3] - بحار الانوار، ج19، ص39، به نقل از احیاء العلوم غزالى.
[4] - ر.ک.اقبال، ص593; بحار الانوار، ج19، ص 98.