X
تبلیغات
رایتل
روایت عشق

سروده ها و دل نوشته های مهرداد زینلیان

بصیرت ُ چراغ هدایت
نظرات (24)

 

 

  

بصیرت ، چراغ هدایت...!  

 

 

سخنان اخیر مقام معظم رهبری در جمع اعضای دفتر رهبری و سپاه ولی امر ، بار دیگر اهمیت وجود بینش و بصیرت در خواص جامعه را متذکر گردید. همان بینش و بصیرتی که قرآن کریم آن را از ویژگی های اهل ایمان و تقوی دانسته و آن را مایه حیات و چراغی برای هدایت و نوری در برابر ظلمات جهل و نادانی می داند.[1]

امیر کلام ، علی (ع) نیز در تعبیرات و خطابه های حکمت آمیز خویش ، بصیرت را زاییده تقوی و پروای الهی [2] دانسته و دنیاطلبی و دنیا خواهی بدون عبرت آموزی از حوادث و رویدادهای دنیایی را از موانع اصلی دستیابی انسان به بصیرت می دانند.[3] 

 

اکنون که روزهای پایانی ماه مبارک شعبان را به سمت چشمه سار زلال رمضان طی می کنیم ، چه خوب است حاجت و تمنّای اصلی خویش را رسیدن به قله های بینش و بصیرت قرار دهیم. بصیرتی که چراغ هدایتی باشد فرارویمان تا در این افق های غبار آلود آخرالزمان ، راه را از بیراهه بشناسیم و پای در دام صیادان عقل و دل ننهیم.

در پایان بخشی از سخنان گهربار مقام عظمای ولایت را در این خصوص می آورم:  

 

«.... بصیرت خودتان را بالا ببرید، آگاهى خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله‏ى امیرالمؤمنین را به نظرم در جنگ صفین در گفتارها بیان کردم که فرمود: «الا و لایحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر».[4] میدانید، سختى پرچم امیرالمؤمنین از پرچم پیغمبر، از جهاتى بیشتر بود؛ چون در پرچم پیغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زیر پرچم امیرالمؤمنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهائى را میزد که دوست میزند؛ همان نماز جماعت را که تو اردوگاه امیرالمؤمنین میخواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفین و نهروان - میخواندند. حالا شما باشید، چه کار میکنید؟ به شما میگویند: آقا! این طرفِ مقابل، باطل است. شما میگوئید: اِ، با این نماز، با این عبادت! .... 

بصیرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران به وجود بیاورند. آدم گاهى مى‏بیند که متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بى‏بصیرتى‏اند؛ نمیفهمند؛ اصلاً ملتفت نیستند. یک حرفى یکهو به نفع دشمن میپرانند؛ به نفع جبهه‏اى که همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نیستند، نیت بدى هم ندارند؛ اما این است دیگر. بى‏بصیرتى است دیگر. این بى‏بصیرتى را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقلیدى - که هر چه گفت، شما قبول کنید. نه، این را من نمیخواهم - از بین ببرید. کسانى هستند که میتوانند با استدلال، آدم را قانع کنند؛ ذهن انسان را قانع کنند. و حتّى حضرت ابى‏عبداللَّه‏الحسین (علیه‏السّلام) هم از این ابزار در شروع نهضت و در ادامه‏ى نهضت استفاده کرد. حالا چون ایام مربوط به امام حسین (علیه‏السّلام) است، این جمله را عرض کرده باشیم:

امام حسین را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین است. به تبیین او، امر به معروف او، نهى از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منى‏ و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان - حضرت بیانات عجیبى دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است - بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه‏ى کربلا و میدان کربلا، باید شناخت. در خود عرصه‏ى کربلا حضرت اهل تبیین بودند، میرفتند، صحبت میکردند. حالا میدان جنگ است، منتظرند خون هم را بریزند، اما از هر فرصتى این بزرگوار استفاده میکردند که بروند با آنها صحبت بکنند، بلکه بتوانند آنها را بیدار کنند. البته بعضى خواب بودند، بیدار شدند؛ بعضى خودشان را به خواب زده بودند و آخر هم بیدار نشدند. آنهائى که خودشان را به خواب میزنند، بیدار کردن آنها مشکل است، گاهى اوقات غیر ممکن است.
...»[5]   

 

متن کامل را از اینجا بخوانید.



[1] - قرآن کریم: انعام- 122

[2] - نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 198 ، ص 414

[3] - همان ، خطبه 82 ، ص 128.

[4] - همان ، خطبه 173

[5] - نقل از سایت الف


نویسنده : مهرداد زینلیان
تاریخ : پنج‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1388


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.



تعداد بازدید ها: 94361