X
تبلیغات
روایت عشق

سروده ها و دل نوشته های مهرداد زینلیان

آزمون
نظرات (8)

 

 

 

آزمون  

 

 

چندین سال قبل ، وقتی تازه به استخدام دانشگاه در آمده بودم ، مدتی را در یکی از مراکز بهداشتی درمانی روستایی به طبابت مشغول بودم. روستایی زیبا بر دامنه کوهستانی بلند با مردمانی از جنس آب و آئینه.[1] 

 

یادم هست با جمعی از اهالی مؤمن روستا ، جلسه قرآنی داشتیم ، چهارشنبه شب ها. جلسه پرشوری بود که در آن از دانش آموز دبستانی تا پیرمرد سالخورده ، همه بودند.  در همین جلسات بود که برای اولین بار محمد حسین را شناختم. نوجوانی 14-13 ساله که به همراه پدرش از مشتریان پر و پاقرص محفل قرآنی بودند ؛ پدری که اتفاقاً معلم بود و از معتمدین روستا به شمار می رفت.  

 

یادم هست که محمد حسین بویژه در تلاوت و فهم قرآن ، بسیار مستعد بود و من بارها سفارش او را به پدرش که او نیز مرد مؤمن و خداشناسی بودکرده بودم و او نیز مشوق تنها پسرش در طی این مسیر نورانی بود. 

 

مدتی گذشت. محمد حسین در آزمون دبیرستان نمونه پذیرفته شد و رحل اقامت به اصفهان افکند. از قضا مدیر آنجا یکی از رفقای فرهنگی ام بود و یادم هست که چقدر تعریف می کرد از محمد حسین و اخلاق و توانمندی هایش. زمان به سرعت گذشت و دوره حضور من در آن روستا هم بسر آمد.  

 

اکنون از آن زمان ، سال ها گذشته است. در این مدت بارها از پدر محمد حسین سراغش را گرفته ام و او نیز همیشه خبر پیشرفت تازه تری از او را می داد.

این اواخر ، محمد حسین دانشجوی رشته مهندسی یکی از بهترین دانشگاه های کشور بود و در آنجا هم مثل همیشه نمونه بود و موفق. 

 

چند هفته پیش ، پدرش تماس گرفت ، از همان جلسه قرآن چهارشنبه شب ها. می گفت که محمد ، ترم آخر را تمام کرده و در حال فارغ التحصیلی است.

دیروز پدر محمد حسین ، دوباره زنگ زد. صدایش اما می لرزید و مثل همیشه رسا و پر انرژی نبود. بی اختیار بر خود لرزیدم . انتظار شنیدن خبر خوشی را نمی کشیدم. از محمد حسین گفت و از سفارش هایی که آن سال ها من به او کرده بودم در مورد پسرش و آینده درخشانی که در انتظار اوست. 

جمله آخرش آب سردی بود بر تمام وجودم:

محمد حسین دو روز قبل پرواز کرد ، در اثر یک سانحه تصادف. 

 

صلابت ایمان و صبر را از استواری کلامش دریافتم و بی اختیار به یاد این آیه شریفه افتادم که: 

 

« و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین»

« قطعا همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مالها و جانها و ثمرات، آزمایش مى کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان»[2]  

 

 
صبر و شکیبایی در آئینه قرآن و روایات را در بخش ادامه مطلب بخوانید.  
 


[1] - روستای اسفرجان در 130 کیلومتری جنوب اصفهان بر دامنه شرقی ارتفاعات زاگرس

[2] - سوره بقره ، آیه 155

صبر و شکیبایی در آئینه قرآن و روایات 

 

 

صبر یکی از زیباترین و عام ترین ویژگی های اخلاقی انسان است. واژه «صبر» در لغت به معنای حبس و در سختی و محدودیت و ضیق قرار دادن است

 

صبر یکی از زیباترین و عام ترین ویژگی های اخلاقی انسان است. واژه «صبر» در لغت به معنای حبس و در سختی و محدودیت و ضیق قرار دادن است. [۱] در تعریف چنین گفته شده است:  

 

صبر، شکیبایی و خودداری نفس بر آن چه را که عقل و شرع حکم می کند و آن را می طلبد یا آن چه را که عقل و شرع، خودداری نفس از آن را اقتضاء می کند. [۲] 

 

 

صبر در قرآن کریم 

 

ریشه «صبر» از لغاتی است که در قرآن بسیار به کار رفته است. صبر در قرآن از صفات انبیاء است. « وَ إِسْماعیلَ وَ إِدْریسَ وَ ذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرین »[۳] (و اسماعیل و ادریس و ذا الکفل را[به یاد آور] که همه از صابران بودند.)

در قرآن آمده است که منشأ و سرچشمه صبر از خداوند می باشد.« وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللَّه ...»[۴] (و تو [ای رسول] صبر و تحمل پیشه کن که صبر تو تنها به [توفیق] خداست،!... .  

 

قرآن می فرماید: باید مقصد و هدف از صبر را نیز رضایت الهی قرار دهیم؛ نه خوشنامی و نه هیچ چیز دیگر. «وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ»[۵] ( و بخاطر پروردگارت شکیبایی کن .( 

 

صبر، کلید بهشت است. « أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّی یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتی نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریب »[۶ (آیا گمان کردید داخل بهشت می شوید، بی آن که حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟ هم آنان که گرفتاری ها و ناراحتی ها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!» [در این هنگام، تقاضای یاری از او کردند، و به آنها گفته شد:] آگاه باشید، یاریِ خدا نزدیک است. 

 

صبر در بلاها و آزمایشاتِ الهی، محک و ملاک شناخت و روشن شدن چهره ی مجاهدان و صابران است. « وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجاهِدینَ مِنْکُمْ وَ الصَّابِرینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَکُم »[۷] (ما همه شما را قطعاً می آزماییم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند، و اخبار شما را بیازماییم!)

صبر، سبب دریافت صلوات و رحمت خداوند است و صابران، هدایت یافتگانند. « أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ »[۸] (اینها، همان ها هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده؛ و آنها هستند هدایت یافتگان!)  

 

صبر، میزان درجات بهشتیان است. « سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّار»[۹]( [و به آنان می گویند:] سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام آن سرا[ی جاویدان]!)، «أُوْلئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ یُلَقَّوْنَ فیها تَحِیَّةً وَ سَلاماً»[۱۰] (آنها هستند که درجات عالی بهشت در برابر شکیباییشان به آنان پاداش داده می شود؛ و در آن، با تحیّت و سلام رو به رو می شوند.)«وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِیراً»[۱۱] (و در برابر صبرشان، بهشت و لباس های حریر بهشتی را به آنها پاداش می دهد!)  

 

در سراسر قرآن، فقط در مورد صابران اجر بی حساب مطرح شده است. « قُلْ یا عِبادِ الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ »[۱۲] (بگو: ای بندگان من که ایمان آورده اید! از[مخالفت] پروردگارتان بپرهیزید! برای کسانی که در این دنیا نیکی کرده اند پاداش نیکی است! و زمین خدا وسیع است، [اگر تحت فشار سران کفر بودید مهاجرت کنید] که صابران اجر و پاداش خود را بی حساب دریافت می دارند. 

 

قرآن مجید در کنار صبر، شکر را نیز مطرح فرموده است، اشاره به این که مشکلات هم نعمت هستند.[۱۳] « ... لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»[۱۴] ( ... برای هر صبر کننده شکرگزار.  

 

خداوند، همراه صابران است:« وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»[۱۵] (و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است.

در قرآن، صابران در زمره دوستان و محبوبان خدا یاد شده اند.« و الله یحِب الصابرِینَ »[۱۶]( و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد.  

 

 

اقسام صبر در روایات 

 

 

صبر از مفاهیم عامی است که دامنه وسیعی دارد. تقسیمات زیادی درباره صبر شده است؛[۱۷] در برخی احادیث به حسب متعلق صبر، برای صبر تقسیماتی انجام داده اند. در حدیثی از حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ آمده است که :

«الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَی الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَةِ .»[۱۸  

 

صبر بر سه قسم است: صبر در مصیبت و صبر بر طاعت و صبر از گناه.

این کلام، نشان از این دارد که صبر از لحاظ موضوع، دایره وسیعی دارد که صبر بر مصیبت، طاعت و معصیت را شامل می شود.

صبر در مصیبت این است که چون رویدادهای ناگوار و رخدادهای ناملایم، زمینه جزع را فراهم می کند باید در برابر آنها صابر بود.  

 

صبر هنگام طاعت این است که چون انجام کارهای واجب و مستحب دشوار است و انسان ممکن است در برابر آن مقاومت نکند، از این رو توصیه به مقاومت شده است. سیر و سلوک، مستلزم مقاومت است؛ مانند این که برخاستن از خواب و خواندن نماز صبح برای جوانان دشوار است؛ ولی باید صبر کنند و این صبر بر طاعت است.  

 

صبر از معصیت آن است که چون معصیت ها با شهوت، همراه است از این رو گوارا می باشد و پرهیز از این امر گوارا برای انسان مخصوصاً جوان دشوار است، او باید صبر کند و خود را از آن باز دارد و تن به تباهی گناه ندهد.[۱۹  

 

در حدیثی دیگر امام باقر ـ علیه السلام ـ ، صبر را بر دو قسمِ صبر بر بلاء و صبر بر حرام الهی، تقسیم می نماید و با فضیلت ترین صبر را ترک حرام الهی معرفی می کند. ایشان فرمود:

«الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَی الْبَلَاءِ حَسَنٌ جَمِیلٌ وَ أَفْضَلُ الصَّبْرَیْنِ الْوَرَعُ عَنِ الْمَحَارِم .»[۲۰  

 

صبر بر دو گونه است: صبر بر بلا که خوب و نیکو است، ولی بهترین این دو صبر، پرهیز از محرمات است .  

 

حضرت امیر ـ علیه السلام ـ نیز کلامی مشابه این حدیث دارد که :

«الصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ حَسَنٌ جَمِیلٌ وَ أَحْسَنُ مِنْ ذَلِکَ الصَّبْرُ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْکَ وَ الذِّکْرُ ذِکْرَانِ ذِکْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِکَ ذِکْرُ اللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَیْکَ فَیَکُونُ حَاجِزا.»[۲۱  

 

صبر بر دو گونه است: صبر در مصیبت که نیکو و زیباست و نیکوتر از آن صبر و خود داری از چیزی است که خدای عز و جل آن را بر تو حرام کرده و ذکر نیز بر دو گونه است: ذکر خدای عز و جل هنگام مصیبت و بهتر از آن ذکر و یاد خدا است در آن چه بر تو حرام کرده، تا مانع تو شود

 

 

 

صبر در علم اخلاق  

 

در علم اخلاق، سه شیوه و مکتب، دیده می شود:

۱) اخلاق فیلسوفانه: این مکتب اخلاقی، بیشتر بر محور تئوری اعتدال می چرخد. این شیوه اخلاقی عمدتاً با پذیرش و تأثیر پذیری از نظریه «اعتدال» و «حدّ وسط»، در مقابل «افراط» و«تفریط» تلاش می کند تا تمام خوبی ها و بدی های اخلاقی را در قالب این فرمول توجیه و تبیین نماید. «اعتدال» به عنوان معیار کلی برای فضیلت اخلاقی است و«افراط» و «تفریط»، مشخصه رذیلت اخلاقی می باشد.[۲۲] کتاب جامع السعادات اثر مرحوم نراقی بیشتر بر اساس این مکتب نوشته شده است. ایشان در این کتاب، پس از تعریف صبر و اقسام واسامی آن، خط اعتدال در صبر و ضد آن را در موارد مختلف مشخص می کند و می نویسد:

«صبر عبارت است از ثبات و آرامش نفس در سختی ها و بلاها و مصائب، و پایداری و مقاومت در برابر آنها، به طوری که از گشادگی خاطر و شادی و آرامشی که پیش از آن حوادث داشت بیرون نرود، و زبان خود را از شکایت و اعضاء خود را از حرکات ناهنجار نگاهدارد. و این همان صبر بر مکروه و ناخوشایند است که ضدّ آن جزع است. و صبر اقسام دیگر نیز دارد با نام های خاص که فضائل دیگر شمرده می شود؛ مانند:

صبر در جنگ ها، که از انواع شجاعت است، و ضدّ آن جبن و ترسویی است؛

و صبر در فرو خوردن خشم، که حلم نامیده می شود و ضدّ آن غضب است؛

و صبر در مشقّت ها و دشواری ها، مانند عبادت، و ضدّ آن فسق یعنی خروج از عبادت های شرعی است؛

و صبر بر شهوت شکم و دامن و دیگر لذات پست و زشت، و آن عفّت است، و قول خدای سبحان به آن اشاره دارد:

«وَ امّا مَن خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفسَ عَنِ الهَوی، فَانَّ الجَنَّةَ هِیَ المَأوی»[۲۳] (و امّا هر که از ایستادن در پیشگاه [عظمت و جلال و عدل ] پروردگارش ترسید و خویشتن را از هوای نفس بازداشت، بهشت جای اوست.

و ضدّ آن از شره است؛ 

  

و صبر از زاید بر حاجت در زندگانی، و آن زهد است. و ضدّ آن حرص است؛

و صبر در راز پوشی، و ضدّ آن فاش و آشکار کردن است.

دو صبر اوّل، مانند صبر بر مکروه از فضائل قوه غضب است و چهارم، از نتایج محبّت و خشیت (بیم از عظمت و مهابت) است و بقیه از فضائل قوه شهوت است. 

 

 از اینجا معلوم می شود که:

هر که صبر را به طور مطلق از فضائل قوه شهویّه یا قوه غضبیّه می شمارد مراد وی بعضی از اقسام آن است. از این بیان آشکار است که: اکثر اخلاق ایمانی، داخل صبر است.»[۲۴  

 

۲) اخلاق عارفانه: اخلاقی است که عرفاء و متصوفه، مروج آن بوده اند. این نوع اخلاق بیشتر تکیه بر تربیت اخلاقی و سیر و سلوک دارد و تلاش های زیادی را برای ترسیم یک نظام تربیتی و تعیین مبدأ و مقصد آن و منازل و مراحل در بین راه و وسایل و لوازم مورد احتیاج در هر منزل، مصروف داشته است. این اخلاق، بیشتر به تربیت اخلاقی با ابزار محبت تأکید دارد.[۲۵] مرحوم خواجه طوسی با این نگاه، صبر را در باب سوم کتاب «اوصاف الاشراف» قرار داده است. باب سوم این کتاب در سیر و سلوک و در طلب کمال و بیان احوال سالک است. ایشان صبر را پس از منزل خلوت، تفکر، خوف و حزن و رجاء آورده است و پس از صبر، شکر را مطرح کرده است.[۲۶  

 

آیت الله جوادی آملی در کتاب مراحل اخلاق در قرآن (که شرح کتاب اوصاف الاشراف است) صبر را مقام یازدهم از مقامات عارفان و مراحل سیر و سلوک آورده است.  

 

0) اخلاق حدیثی: اخلاقی است که محدثان با آن به معرفی مفاهیم اخلاقی بر اساس کتاب و سنت پرداخته اند.[۲۷] این نوشتار را در پایان، با ذکر چند حدیث درباره صبر، متبرک خواهیم کرد.  

 

 

راه های بدست آوردن صبر  

 

در کلام معصومین ـ علیهم السلام ـ و علمای اخلاق راه هایی برای کسب صفت صبر بازگو شده است.  

 

حضرت امیر در نهج البلاغه برای تحصیل صبر، سخنی زیبا ارائه می نماید. ایشان در ابتدا صبر را از پایه های ایمان بر می شمارد و صبر را بر چهار شاخه می نماید. آنها عبارتند از: آرزومند بودن، و ترسیدن، و پارسایی و چشم امید داشتن. این چهار مورد، جنبه علمی و معرفتی دارد و بر دو عنصر دنیا شناسی و معاد شناسی متکی می باشد. کسی که دنیا را محل گذر بداند و همه چیزهایی را که خدا به او داده ، امانت الهی قلمداد کند مصیبت های دنیا برایش آسان می شود. از طرفی اگر باور داشته باشد که مقصد اصلی، جهان آخرت است به شوق بهشت، از شهوات دنیایی دست می کشد و از ترس آتش جهنم، از حرام های الهی اجتناب می کند و چون می داند هر لحظه ممکن است مرگ به سراغش بیاید در انجام خیرات سرعت می گیرد تا در آن دنیا حسرت نخورد که چرا اعمال خیر، کم انجام داده است. این بینش، انسان را در صبر بر مصیبت و معصیت و طاعت کمک می کند

 

 

حضرت می فرماید:

... الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَی أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَی الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَی الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَی الْخَیْرَاتِ... .[۲۸  

 

... صبر بر چهار پایه قرار دارد. شوق، هراس، زهد و انتظار.

آن کس که اشتیاق بهشت دارد، شهوت هایش کاستی گیرد؛

و آن کس که از آتش جهنّم می ترسد، از حرام دوری می گزیند؛

و آن کس که در دنیا زهد می ورزد، مصیبت ها را ساده پندارد؛

و آن کس که مرگ را انتظار می کشد در نیکی ها شتاب می کند... .

 

 

علمای اخلاق در بیان راه های کسب صبر، مواردی را ذکر کرده اند. مرحوم نراقی در کتاب خود دو راه «تقویت انگیزه دین» و «تضعیف انگیزه هوی و هوس» را بازگو می کند. ایشان برای تحصیل تقویت انگیزه دینی چهار راهکار ارائه می نماید و می نویسد:  

 

« اول آن که: در اخبار و احادیثی که در فضیلت صبر و فرجام نیک آن در دنیا و آخرت وارد شده است بیندیشد و بداند که ثواب صبر بر مصیبت بیش از آن چیزی است که از دست او رفته، و به سبب پاداش آن مورد رشک خواهد بود؛ زیرا چیزی را از دست داده که حتّی در مدّت زندگی دنیا با او باقی نمی ماند، و چیزی را بدست آورده که بعد از مردن جاودانه خواهد ماند؛پس برای صبر در مدت کوتاه و گذرا، پاداش او جاویدان و پایا خواهد بود و در عوض نتیجه و سود نزدیک و زایل شدنی، فایده و غایت دائم و باقی بهره او خواهد شد و کسی که چیز پست و کم ارزشی را فدای چیز عالی و نفیس می کند، نباید به سبب از دست رفتن آن چیز پست اکنون اندوهگین گردد.  

 

دوم آن که: کمی و کوتاهی زمان مصیبت دنیوی و رهایی نزدیک خود را از آن و باقی بودن اجر صبر آن را به یاد آورد.  

 

سوم آن که: بداند که جزع و بی تابی، کاری زشت است و به دین و دنیای او زیان می رساند، و هیچ فایده ای ندارد جز این که ثواب را باطل و ضایع می کند و آدمی را گرفتار عقاب می سازد؛ چنان که امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ فرمود:

« إِنَّکَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَتْ عَلَیْکَ الْمَقَادِیرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنَّکَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَتْ عَلَیْکَ الْمَقَادِیرُ وَ أَنْتَ مَأْزُور»[۲۹ 

 

اگر صبر کنی آنچه مقدّر است خواهد شد و تو اجر می بری، و اگر بی تابی نمایی آنچه مقدّر است خواهد شد و برای تو بار گناه و عقوبت خواهد بود.  

 

چهارم آن که: عادت و خو کند که انگیزه دین را به تدریج بر انگیزه هوی غلبه دهد و آن را بر زمین افکند، تا لذت پیروزی را دریابد، و در این کشتی گیری و با هم در آویختن انگیزه دین را نیرومند سازد؛ زیرا عادت کردن و ممارست نمودن به کارهای سخت و دشوار، قوایی را که آن اعمال از آنها سر می زند تقویت می کند و از این رو، نیروی کارگرانی که کارهای سخت و دشوار انجام می دهند ـ مانند باربران و کشاورزان ـ بر نیروی کسانی که آنها را رها می کنند افزون می شود؛ پس هر که نفس خود را به مخالفت هوی و هوس عادت و خو دهد تا هر جا که بخواهد بر آن چیره می گردد.» [۳۰]  

 

ایشان درباره تضعیف انگیزه هوی و هوس نیز می نویسد:

«تضعیف هوی، به مجاهده و ریاضت است از روزه و گرسنگی و بریدن از اسباب بر انگیزنده شهوت مانند نگاه کردن به جایی که گمان شهوت و تخیّل آن می رود و همچنین به فرو نشاندن آن، به خواهش های مباح به شرط آن که از اندازه مشروع بیرون نرود.»[۳۱]  

 

 

گزیده ای از روایات درباره صبر  

 

در کتب روایی، درباره صبر و شکیبایی، روایات بسیاری وجود دارد. آنچه در این جا می آید گزیده ای از احادیث «باب الصبر» کتاب کافی، با ترجمه حاج سید جواد مصطفوی می باشد.  

 

۱) امام سجاد ـ علیه السلام ـ فرمود:

«الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا صَبْرَ لَه »[۳۲

صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به تن، و هر کس، دارای صبر نیست ایمان ندارد.  

 

۲) امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«الصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ فَإِذَا ذَهَبَ الرَّأْسُ ذَهَبَ الْجَسَدُ کَذَلِکَ إِذَا ذَهَبَ الصَّبْرُ ذَهَبَ الْإِیمَان .»[۳۳  

 

صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به بدن، هر وقت سر، برود تن می رود، همچنین هر گاه صبر برود ایمان می رود.  

 

۳- امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«إِنَّ الْحُرَّ حُرٌّ عَلَی جَمِیعِ أَحْوَالِهِ إِنْ نَابَتْهُ نَائِبَةٌ صَبَرَ لَهَا وَ إِنْ تَدَاکَّتْ عَلَیْهِ الْمَصَائِبُ لَمْ تَکْسِرْهُ وَ إِنْ أُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اسْتُبْدِلَ بِالْیُسْرِ عُسْراً کَمَا کَانَ یُوسُفُ الصِّدِّیقُ الْأَمِینُ لَمْ یَضْرُرْ حُرِّیَّتَهُ أَنِ اسْتُعْبِدَ وَ قُهِرَ وَ أُسِرَ وَ لَمْ تَضْرُرْهُ ظُلْمَةُ الْجُبِّ وَ وَحْشَتُهُ وَ مَا نَالَهُ أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِ فَجَعَلَ الْجَبَّارَ الْعَاتِیَ لَهُ عَبْداً بَعْدَ إِذْ کَانَ لَهُ مَالِکاً فَأَرْسَلَهُ وَ رَحِمَ بِهِ أُمَّةً وَ کَذَلِکَ الصَّبْرُ یُعْقِبُ خَیْراً فَاصْبِرُوا وَ وَطِّنُوا أَنْفُسَکُمْ عَلَی الصَّبْرِ تُوجَرُوا.»[۳۴  

 

آزاد مرد در همه احوال آزاد مرد است؛ اگر گرفتاری برایش پیش آید، صبر کند، و اگر مصیبت ها بر سرش ریزد، او را شکسته نکند، اگر چه اسیر شود و مغلوب گردد و سختی جایگزین آسایشش شود، چنان که یوسف صدیق امین را بردگی و مغلوبیت و اسارت زیان نبخشید، و تاریکی و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد زیانش نرساند تا خدا بر او منت گذارد و ستمگر سرکش را بنده او کرد، بعد از آن که مالک او بود، خدا او را به رسالت فرستاد و به سبب او به امتی رحم کرد، صبر این چنین است، و خیر در پی دارد، پس شکیبا باشید و دل به شکیبایی دهید تا پاداش بینید.  

 

۴) امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

«الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکَارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَی الْمَکَارِهِ فِی الدُّنْیَا دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ جَهَنَّمُ مَحْفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَاتِ فَمَنْ أَعْطَی نَفْسَهُ لَذَّتَهَا وَ شَهْوَتَهَا دَخَلَ النَّار.»[۳۵  

 

بهشت در میان ناگواری ها و شکیبایی است، پس هر که در دنیا بر ناگواری ها صبر کند به بهشت رود و دوزخ در میان لذت ها و شهوت ها است؛ پس هر کس هر لذت و شهوتی را که دلش خواهد به خود رساند به دوزخ در آید.

۵) امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:  

 

«إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ فِی قَبْرِهِ کَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ یَمِینِهِ وَ الزَّکَاةُ عَنْ یَسَارِهِ وَ الْبِرُّ مُطِلٌّ عَلَیْهِ وَ یَتَنَحَّی الصَّبْرُ نَاحِیَةً فَإِذَا دَخَلَ عَلَیْهِ الْمَلَکَانِ اللَّذَانِ یَلِیَانِ مُسَاءَلَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الْبِرِّ دُونَکُمْ صَاحِبَکُمْ فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَه.» [۳۶  

 

چون مؤمن داخل قبر شود، نماز طرف راست و زکات جانب چپش باشد و احسان بر سرش سایه افکند و صبر در طرفی دور از آنها باشد، چون دو فرشته ای که متصدی سؤال از او هستند بر او وارد شوند، صبر به نماز و زکات و احسان گوید: مواظب رفیق خود باشید، اگر درمانده شُدید من حاضرم.

۶) امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:  

 

«مَنِ ابْتُلِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ بِبَلَاءٍ فَصَبَرَ عَلَیْهِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ أَلْفِ شَهِید.»[۳۷

هر کس از مؤمنین به بلایی گرفتار شود و صبر کند، برایش اجر هزار شهید باشد

رسول خدا ـ صلی اللَّه علیه و آله ـ فرمود:

«سَیَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُنَالُ الْمُلْکُ فِیهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ وَ لَا الْغِنَی إِلَّا بِالْغَصْبِ وَ الْبُخْلِ وَ لَا الْمَحَبَّةُ إِلَّا بِاسْتِخْرَاجِ الدِّینِ وَ اتِّبَاعِ الْهَوَی- فَمَنْ أَدْرَکَ ذَلِکَ الزَّمَانَ فَصَبَرَ عَلَی الْفَقْرِ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی الْغِنَی وَ صَبَرَ عَلَی الْبِغْضَةِ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی الْمَحَبَّةِ وَ صَبَرَ عَلَی الذُّلِّ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی الْعِزِّ آتَاهُ اللَّهُ ثَوَابَ خَمْسِینَ صِدِّیقاً مِمَّنْ صَدَّقَ بِی .»[۳۸  

 

زمانی برای مردم پیش آید که سلطنت جز به وسیله کُشتن و ستمگری بدست نیاید و ثروت جز با غصب و بخل پیدا نشود و دوستی جز به وسیله بیرون بردن دین و پیروی هوس بدست نیاید؛ پس کسی که به آن زمان برسد و بر فقر صبر کند با آن که بر ثروت توانایی داشته باشد، و بر دشمنی مردم صبر کند با آن که بر دوستی توانا باشد (یعنی بتواند از راه از دست دادن دین و پیروی هوس جلب دوستی کند، ولی نکند) و بر ذلت صبر کند با آن که بر عزت توانا باشد، خدا ثواب پنجاه صدیق از تصدیق کنندگان مرا به او دهد.  

 

۸) امام باقر ـ علیه السلام ـ فرمود:

«لَمَّا حَضَرَتْ أَبِی عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ الْوَفَاةُ ضَمَّنِی إِلَی صَدْرِهِ وَ قَالَ یَا بُنَیَّ أُوصِیکَ بِمَا أَوْصَانِی بِهِ أَبِی حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَکَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ یَا بُنَیَّ اصْبِرْ عَلَی الْحَقِّ وَ إِنْ کَانَ مُرّا.»[۳۹  

 

چون وفات علی بن الحسین ـ علیهما السّلام ـ فرا رسید، مرا به سینه خود چسبانید و فرمود: پسر جان، ترا به چیزی سفارش می کنم که پدرم هنگام وفاتش به من سفارش کرد و گفت پدرش او را به آن وصیت فرموده است: ای پسر جان بر حق صبر کن اگر چه تلخ باشد 

 .

۹) رسول خدا ـ صلی اللَّه علیه و آله ـ فرمود:

«الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَی الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِیَةِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَی الْمُصِیبَةِ حَتَّی یَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ کَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَرَ عَلَی الطَّاعَةِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ کَمَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَی الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِیَةِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَیْنَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ کَمَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَی مُنْتَهَی الْعَرْش.»[۴۰  

 

صبر بر سه قسم است: صبر در مصیبت و صبر بر طاعت و صبر از گناه؛ پس هر که بر مصیبت صبر کند تا آن را با تسلی خوبی، رد کند، خدا برایش سیصد درجه نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر به اندازه فاصله میان آسمان و زمین باشد و هر که بر طاعت صبر کند خدا برایش ششصد درجه نویسد که میان هر درجه تا درجه دیگر به اندازه فاصله میان قعر زمین تا عرش باشد و هر که از گناه صبر کند، خدا برایش نهصد درجه نویسد که میان هر دو درجه به اندازه فاصله میان قعر زمین تا پایان عرش باشد.  

 

۱۰) امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَی قَوْمٍ فَلَمْ یَشْکُرُوا فَصَارَتْ عَلَیْهِمْ وَبَالًا وَ ابْتَلَی قَوْماً بِالْمَصَائِبِ فَصَبَرُوا فَصَارَتْ عَلَیْهِمْ نِعْمَة.»[۴۱  

 

همانا خدای عز و جل به مردمی نعمت داد و آنها شکر نکردند تا وبال آنها شد، و مردمی را به مصیبت ها مبتلی کرد و صبر کردند تا بر آنها نعمت شد

 

 

 

پی نوشت ها

 

1-      راغب اصفهانی حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن،ص۴۷۴؛ دارالعلم - الدار الشامیة ، دمشق - بیروت، اول، ۱۴۱۲ ق.

2-      المفردات، ص ۴۷۴.

3-      انبیاء/۸۵ .

4-       نحل/۱۲۷.

5-      مدثر/۷.

6-      بقره/۲۱۴.

7-      محمد/۳۱.

8-      بقره/۱۵۷.

9-       رعد/۲۴

10-   . فرقان/ ۷۵.

11-   انسان/۱۲.

12-   زمر/۱۰.

13-   قرائتی، محسن؛ تفسیر نور،ج۶،ص۲۲۲-۲۲۳؛ مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، یازدهم، ۱۳۸۳ ش.

14-   ابراهیم/۵ .

15-   انفال/۴۶.

16-   آل عمران/۱۴۶.

17-   ن.ک : جامع السعادات،ج۲،ص۴۴۲؛ مراحل اخلاق در قرآن، ص۳۰۶؛ الاخلاق،ص۲۲۷.

18-    ابو جعفر، محمد بن یعقوب کلینی رازی ؛ الکافی، ج۲،ص۹۱؛ اسلامیه ، تهران، دوم، ۱۳۶۲ش.

19-   جوادی آملی، عبدالله؛ مراحل اخلاق در قرآن، ص۳۰۵-۳۰۶؛ نشر اسراء، هفتم، قم، ۱۳۸۷ش.

20-   الکافی، ج ۲، ص۹۱.

21-   الکافی، ج ۲، ص: ۹۰.

22-   دیلمی، احمد- آذربایجانی، مسعود؛ اخلاق اسلامی، ص۳۰؛ دفتر نشر و پخش معارف، قم، دوم، ۱۳۷۹ش.

23-   نازعات/۴۰-۴۱.

24-   نراقی، محمد مهدی؛ علم اخلاق اسلامی،ج۴، ص۳۵۶؛ ترجمه: سید جلال الدین مجتبوی ، انتشارات حکمت، چهارم، ۱۳۷۷ش.

25-   اخلاق اسلامی، ص۳۱.

26-   ر.ک: اوصاف الاشراف، ص۵۹-۶۰. ( خواجه نصیر الدین طوسی؛ اوصاف الاشراف؛ به اهتمام سید مهدی شمس الدین، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، سوم، ۱۳۷۳ش.)

27-   اخلاق اسلامی، ص۳۲.

28-   سید رضی، ابو الحسن، محمد بن حسین موسوی ؛ نهج البلاغة؛ ص۶۲۸- ۶۲۹، ترجمه مرحوم محمد دشتی، مشهور، قم، اول، ۱۳۷۹ش.

29-   شهید ثانی، شیخ زین الدین بن علی عاملی ؛ مسکن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، ص۴۳؛ بصیرتی ، قم،اول[بی تا].

30-   علم اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۷۹-۳۸۰.

31-   علم اخلاق اسلامی، ج۴، ص ۳۸۰.

32-   الکافی، ج ۲، ص: ۸۹.


نویسنده : مهرداد زینلیان
تاریخ : شنبه 20 شهریور‌ماه سال 1389


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.



تعداد بازدید ها: 84796