روایت عشق
شعر ، داستان کوتاه ، مفاهیم قرآنی و ... ( دست نوشته های مهرداد زینلیان )

200 کارتون معروف 200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 10 بهمن ماه سال 1388
آزمونی بنام انتظار

 

 

آزمونی بنام انتظار  

 

 

در روایات شیعه و سنّی آمده است که آنچه قوم یهود را از سرزمین و موطن اصلیشان که ظاهراً منطقه آباد شام و اطراف مدیترانه بوده است به سمت وادی خشک و بی آب و علف حجاز کوچانید ، جذبه وصال رسول خاتم صلی الله علیه و آله  و عشق پیوستن به یاران پیامبر موعود آخرالزمان بوده است.  

 

 در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است[1] که یهودیان ، کوه به کوه و بیابان به بیابان در پی یافتن سرزمینی که نشانه های آن را در تورات دیده بودند و انتظار ظهور پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله را در آنجا توقع داشتند ، به حجاز و منطقه یثرب رسیدند و در آبادی های کوچک اطراف آن مسکن گزیدند. 

 

یهودیان در مقایسه با اعراب جاهل و بدوی و بت پرست حجاز پیش از اسلام ، مردمی با فرهنگ و اندیشمند بودند و همین موضوع سبب گردید تا در کار تجارت و کشاورزی بر اعراب پیشی گیرند و ثروت و مال و منالی برای خویش به هم بزنند. موضوعی که طمع قبائل وحشی و جاهل حجاز را هر از چند گاهی بر می انگیخت و آنها را به غارت و چپاول اموال یهودیان وا می داشت.

 

یهودیان امّا در برابر این رفتار خشونت بار اعراب جاهلی ، ظهور پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله را در آینده ای نزدیک وعده می دادند و نصرت و پیروزی خویش را بر اعراب جاهل و بت پرست ، به مدد رهبری و زعامت منجی آخرالزمان انتظار می کشیدند.   

 

سال ها گذشت و وعده تورات محقّق شد و آخرین فرستاده الهی در مکّه و در نزدیکی قراء یهود به پیامبری مبعوث گشت و دعوت خویش را علنی ساخت.

آوازه این پیامبر تازه به یثرب رسید و اعراب جاهل و مشرک خسته از جنگ و خونریزیِ آنجا را مجذوب معارف بلند خویش ساخت. اوس و خزرج ، دو قبیله بزرگ ساکن در یثرب در عقبه با رسول خدا صلی الله علیه و آله  پیمان وفاداری و ایمان بستند و مسلمان شدند. آنها از اینکه  پس از قرن ها فساد و خونریزی و جهالت ، پیامبر و منجی موعود را یافته و در کنار او به ساحل آرامش رسیده بودند به خود مباهات می کردند.   

 

اکنون نوبت یهود بود تا پس از قرن ها انتظار ، مسیحای موعود خویش را در میان گیرد و به یاریش بشتابد تا وعده های تورات و انجیل محقق گردد.امّا چه شد؟! .... در برابر بُهت و حیرت اعراب تازه مسلمان که قرن ها بشارت آمدن منجی آخرالزمان را از زبان یهود شنیده بودند ، یهودیان اهل کتاب نه تنها به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان نیاوردند بلکه به سرسخت ترین دشمنان اسلام و مسلمانان بدل گشتند.[2]   

 

قرآن کریم علل مختلفی را برای این اعراض و جَحد لجوجانه[3] یهود در برابر ایمان به رسول خدا و حقّانیّت دعوت ایشان بیان فرموده که مهمترین آنها حسد[4] ، دنیا طلبی و حرص بیش از حد آنها بویژه رهبران و علمای یهود به مقام و موقعیت های دنیاییشان بوده است.[5]  

 

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که همه آن ابتلائات و امتحاناتی که خداوند از یهودیان بنی اسرائیل گرفت ، از امّت پیامبر خویش نیز خواهد گرفت و البته ایمان و یا عدم ایمان به دعوت اسلام از بزرگترین و مهمترین این ابتلائات بود که اکثریت قریب به اتفاق آنها در این آزمون الهی سرافکنده و مردود شدند.  

 

اکنون ای برادر!....حال که نشانه های ظهور منجی موعود آشکار شده است ، آیا ما را آمادگی قبولی در چنین امتحانی فراهم است.....؟!!

 
 


[1] - تفسیر شریف المیزان ، ذیل آیه 89 سوره مبارکه بقره

[2] - مائده- 82

[3] - بقره-89

[4] -بقره- 109

[5] - بقره -96

جمعه 2 بهمن ماه سال 1388
ای نایب امام

 

ای نایب امام ... !  

 

 

آقای من سلام ، تنت خالی از گزند

عمرت چو آفتاب به ظُهر زمین ، بلند 

 

ای مقتدای من ، ملال از دلت به دور

جانم فدای تو ای بهترین ، بخند 

 

ای کوکب هدایت شب های بی فروغ

ای شِکّرین کلام تو ما را همیشه پند 

 

بدخواه کینه ورز تو در حشر ، سر به زیر

خوبان دل سپرده به مِهر تو سربلند 

 

دونان فتنه گر ، چو غباری به پیش باد

در آسمان روشن تدبیر تو گُمند 

 

مردان با بصیرت آئینه دل ، عزیز!

سر در رکاب تو ای نازنین نهند 

 

آقا! اشارتی ز تو تا خصم بر کَنیم

راه خسان به دست اباالفضلیَت ببند 

 

تا صبح جمعه موعود منتظَر

ای نایب امام! بود دولتت بلند 

 

 

 

اللهمّ أرنی الطّلعة الّرشیدة .....

جمعه 25 دی ماه سال 1388
روح بهار

                                              

 تقدیم به خاک پای مهدی فاطمه أرواحنا لتراب مقدمه الفداء  

 

روح بهار ....!  

 

 

  

 

عمریست دل از هجر تو آرام ندارد

              صید تو شده است و غم این دام ندارد

 

 

بی روی تو ای ماه ، ز سرچشمه خیرات

                      تا صبح طلوع تو جهان کام ندارد

 

 

کی صبح دمد از پس یلدای فراقت؟

                  گویی شب هجران تو اتمام ندارد

 

 

دل ، سائل حُبّ تو بود ماه مُنیرم!

                   از سوی تو جز حاجت اکرام ندارد

 

 

باران ولای تو بشوید اثر غیر

                        دلداده کویت ، غم ایّام ندارد

 

 

شک نیست که این قصّه طولانی غیبت

              جز فصل خوش وصل تو فرجام ندارد

 

 

مست از می عشق تو دگر خوب تر از خوب!

              دست از طلب ساقی این جام ندارد

 

 

کی می رسی از راه که بی روی تو عالَم

            جز پوسته ای سُست ز اسلام ندارد

 

 

ای روح بهار و طَرَب و پاکی باران!

بازآی ، جهان بی تو سرانجام ندارد

 

 

 

اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج.....

شنبه 28 آذر ماه سال 1388
شب چراغ

 

  

شب چراغ  

 

فتنه شناسى از دیدگاه قرآن کریم و نهج البلاغه 

  

حوادث اخیر جامعه ، بویژه در هفته های نخستین پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ، چنان فضای جامعه را غبارآلود و مبهم ساخته بود که برای بسیاری از مردم ، تشخیص و درک صحیح حق و باطل مشکل می نمود و اگر نبود بیانات روشنگرانه رهبری فرزانه انقلاب ، جریان فتنه و نفاق ، شاید به بخشی از مطامع باطل خویش دست یافته بود.  نوشتار زیر ، به مروری هرچند اجمالی و مختصر از فتنه شناسی به روایت قرآن کریم و نهج البلاغه پرداخته است:   

 

 

تعریف فتنه      

   

'فـتـنـه'، مـصـدر عـربـى از مـاده فـَتـَن اسـت و در لغـت به معناى 'در آتش انداختن' و 'گـداخـتـن سـیـم و زر' جـهـت آزمـایـش و جـدا سـاخـتـن مـواد خـالص آن از نـاخـالصى هاست[1].

در قرآن کریم ، فتنه به معانى امتحان و آزمایش (عنکبوت-2) ، فریب ونیرنگ (اعراف-27) ، بلا و عذاب (ذاریات-14) ، گمراهی (مائده-41) ، شرک و بت پرستی (بقره- 191)  و... استعمال شده است. بنظر می رسد همه این معانی به ریشه اصلی کلمه فتنه که همان " آزمایش " و جدا شدن سره از ناسره می باشد ، باز می گردد. در واقع ، فتنه فراهم شدن شرایطی است برای فرد یا جامعه تا درجه خلوص ایمان آنها مورد آزمون قرار گیرد ؛ امری که سنّت الهی برای همه مردم مقدّر فرموده است و هیچ کس را از آن گریزی نیست: 

أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا آمنّا و هم لا یُفتنون         عنکبوت-2

 

 

در فرهنگ سیاسى اجتماعى اسلام ، اصطلاح 'فتنه' به یکسرى پدیده هاى اجتماعى سیاسى گفته می شود که فضای جامعه اسلامى را متلاطم و غبارآلود نموده و تشخیص حق و باطل را برای عوام جامعه و حتی برخی خواص کم بصیرت با مشکل روبرو می سازد.  

 

فـتـنه گران، به خوبى مى دانند که اگر حق به طور واضح مطرح گردد، راهى براى نفوذ آنان در جامعه باقى نمى ماند و اگر باطل به صورت عریان عرضه شود، هیچ کس در پـى آن نـمـى رود؛ از ایـن رو هـمـواره بـر تـن بـاطـل، لبـاس حـق مـى پـوشـانـنـد و تـشـخـیـص حـق از بـاطـل را بـر مـردم مـشـتـبـه مـى سـازنـد تـا از طـریـق حـق جـلوه دادن باطل، مردم را اغفال و به دنبال خود بکشانند (بقره-42 ، آل عمران-71) .

ادامه مطلب ...
شنبه 21 آذر ماه سال 1388
کیمیای محبت

 

 

کیمیای محبت

 

 

قرن هاست که با فرارسیدن ایام محرم و صفر ، عَلَم عزای سید الشهدا (ع) و اصحاب گرانقدرش در جوامع شیعی برپا می گردد و هزاران دل عاشق در سوگ مولا و امام خویش ، اشک ماتم می ریزند و بر سر و سینه می کوبند. ریشه این اندوه سنگین که از ورای قرن ها هنوز شعله آن ، دل شیعیان را به آتش می کشد ، رشته محبّتی است که آنها را به اهل البیت (ع) متصل ساخته است. اینکه جنس این محبّت از چیست و چه ملزوماتی دارد؟! شرایط وصول به آن کدام است؟! خاصیتش چیست؟!نشانه های محبّت حقیقی و وجوه افتراق آن از محبت های دروغین و ادعایی کدام است؟! همه اینها سؤالاتی است که در نوشتار زیر با استفاده از قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) قصد پاسخگویی به آن را داریم.  

   

محبّت ، یعنی دوست داشتن یک موجود صاحب جمال صاحب کمال. یعنی باید اول کمالی و جمالی باشد تا دل در گرو محبت آن قرار گیرد. از این تعریف معلوم می شود که شرط ایجاد محبّت ، شناخت و معرفت نسبت به ویژگی های محبوب است. یعنی تا شناخت نسبت به ویژگی های کمالیه محبوب حاصل نگردد ، نور محبّت در دل محبّ تابیده نمی شود. سرّ اینکه در روایات اهل بیت (ع) ، مکرراّ بر اهمیت معرفت نفس و خود شناسی بعنوان نافع ترین معارف یاد شده است نیز همین است[1]. چرا که شناخت کامل ترین مخلوقات که انسان است ما را به عظمت کمال و جمال خالق بزرگ این مخلوق خارق العاده واقف و آشنا می گرداند و همین معرفت ، ما را به محبّت محبوب حقیقی سوق می دهد. 

ادامه مطلب ...
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    صفحه بعدی